تبليغاتX
مودي خانووم
سایت عبرت

مخالفت دادگاه بلژیک با ازدواج یک مرد با روبات

 به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت  دادگاه بلژیک ازدواج انسان با روبات را مخالف قانون این کشور دانست.

مردی که خواهان ازدواج با روبات بود در اینباره میگوید: من پیشتر با زنی ازدواج کرده بودم و دارای یک بچه بودم اما دیگر از زندگی کردن با زنان خسته و از وی جدا شدم.

اکنون برای درآمدن از تنهایی قصد دارم با یک روبات ازدواج کنم اما آنان (مقامات دادگاه) به من این اجازه را نمی دهند. این درحالیست که از سوی دیگر زنی در هلند به نام “بامیلا” اعلام کرد که به دلیل اینکه تاکنون ازدواج نکرده، اکنون سالهاست که با روبات روابط جنسی دارد و زندگی در کنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختی می کند صاحب یکی از فروشگاههای روبات فروشی در هلند می گوید:

سالهاست که بسیاری از هلندی ها که دوست ندارند با انسان دیگری زندگی کنند، روبات را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند زیرا زندگی با روبات به هیچ وجه مشکلاتی را در پی ندارد

تحلیل مودیانه :جل الخالق !آدمها (چه زن چه مرد )زبون نمی فهمنن بعد بیا با

روبات کل کل کن !البته از بعضی از جنبه ها بدم نیستا مثلا مادر شوهر نداری

خواهر شوهر نداری فامیل شوهر نداری خود شوهر تا یک کلمه زیادی نطق کنه

با پتک میزنی تو سرش میندازیش بیرون

میری یک شوهر ببخشید !یک ربات دیگه میخری !


دوستانی که دیروز توی مراسم تشییع استاد شکیبائی شرکت کردند

متفق  القولند که یک پنجم اون جمعیت بخاطر استاد اومده بودن یک پنجم

دیگه برای دیدن هنرپیشه ها اومده بودن و ایضا سه پنجم برای دیدن محمد رضا

گلزار

بابا گلزار خوشبحالت کلی بهت حسودیم شد !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
سایت عبرت :مهدي اسكندري مدير كميته امداد امام خميني (ره) در گفتگو با صدا و سيما در نجف اشرف تصريح كرد‌ هر يك از

شعبه هاي 12 گانه كميته امداد امام خميني (ره) در استان هاي مختلف عراق به طور ميانگين ازدواج 60 يتيم عراقي را به عهده

گرفتند.وي افزود: اين كميته به هر يك از اين زوج هاي جوان ، يك و نيم ميليون دينار عراقي و همچنين وسايل مورد نياز براي آغاز زندگي

 مشترك اهدا كرد


به به !به به !عجب کمیته امداد فعالی داریم نه اینکه ما در کشور خودمان  جوانان همه جور امکان ازدواج

دارند برای همین هیچ جرم و جنایت و تجاوز و کوفت و زهر ماری نداریم نه اینکه این عراقیهای عزیز کرور

کرور جوانان مارا نکشتند معلول و جانباز نکردند باید دست مریزاد بگیرند خواستم اینجا قویا از کمیته امداد

 تشکر کنم که اینقدر مهربان است که وقتی می بیند در کشور خودمان جوانان هیچ مشکلی ندارند نه

مشکل اشتغال نه مشکل ازدواج و.....می رود به جوانان غیور عراقی کمک می کند تا خوب بچه

درست کنند و دوباره بتوانند به کشور ما حمله کنند به دختران هویزه ای تجاوز کنند بکشند قتل عام کنند

شیمیائی کنند و .....

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستش بدارند

قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد

قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید

قلبی برای من،

قلبی برای انسانی که من می خواهم

تا انسان را در کنار خود حس کنم.

"شاملو"

با تشکر از دوست عزیزم علی آقا گلفروش !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 7:21 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
 

پرسش : وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون

 مي رود چه کار مي کني ؟


پاسخ : در را پشت سرش مي بندم !


 آنجلا مارتين


به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت بزودي ديگر هيچ خانمي از بوي بد جوراب هاي مردانه رنج نخواهد كشيد، چرا كه دانشمندان فناوري نويني ايجاد كرده اند كه به كمك آن مي توان هر پارچه اي، از جمله پارچه اي كه جوراب از آن دوخته مي شود را مملو از عطري كرد كه براي طولاني مدت باقي مي ماند. اين اختراع ارزشمند "آليريو رودريگس" و همكاران وي از آزمايشگاه مهندسي دانشگاه پورتو مي باشد.

پ.ن :می شد یک چیزی اختراع می شد که بوی بد بدن بعضی آقایون   که ظاهرا سالیانه حمام میرند رو هم از بین ببره توی اداره سی نفری ما فقط دو تا همکار آقا هرروز با بوی ادکلن و تر وتمیز میان سر کار بقیه خدا بدور !از کنارشون که رد میشی تمام کائنات میاد جلوی چشمت

اگر بخواهیم منصف باشیم در مورد بعضی خانمها هم صدق می کنه متاسفانه


توضیح :من فعلا یک مقدار مشکل اینترنتی !!!دارم اگر کامنت نمیذارم دوستان حمل بر بی ادبی نکنند امکانشو ندارم!!!!!فعلا

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
بنظر شما اینجا یک سرویس بهداشتی زنانه است ؟

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
این چه وضعیه آخه ؟هرروز یک فرم میذارن جلوی ما که اگه مردین

پاداش مرگتون !(بیمه عمر )به کی برسه صندوق پس اندازتون به کی

برسه ؟صندوق آتیه تون به کی برسه ؟.....به به مشعوف می شویم از

اینهمه حس امیدی که سازمانمان به کارمندانش تزریق می کند ......

اما آخرین ورژن، فرم امروز بود که هزینه کفن و دفنمان را به کی بدهند

ماهم مثل همیشه نوشتیم پدر ومادرمان ،که دیدیم پس فرستادند که

باید بنام شوهرتان باشد ما هم که قبلا کلی برای خانمهای متاهل اداره

سخنرانی نموده بودیم که فرم های قبلی را به نام شوهران محترمشان

 پرنکند که احیانا بعد از ارتحال ملکوتیشان ،شوهر جانشان هزینه مرگ

اینهارا خرج عروسی بعدی و ماه عسل عاشقانه بعدیش نکند و تن اینها

 را در گور بلرزاندعلاوه بر مقادیر متنابهی ضایع شدن  همین جور هاج

وواج ماندیم که حالادر این ونفسا بی شوهری ،شوهر از کجا بیاورم

؟

 آیا کسی هست که حاضر باشد برای استفاده از حقوق و مزایای بعد از مرگ مودی، بیاید با مودی مزدوج شود تاهم از اجر دنیوی و ایضا اجر اخروی بهره مند گردد ؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
روز پدر است روز بابائی !

بابائی تو طعم گیلاس میدی . تو بوی عشق میدی بوی بهار  .

بابائی تو از بچگیم تا حالا قهرمان من بودی  معیار سنجشم برای بقیه مردا :به اندازه بابائی که نه یک

هوا کمتر ولی مهربونه  !دست فرمونش خوبه البته نه به اندازه بابائی !خوشتیپه نه به اندازه

بابائی ................ولی خوب  هیشکی به بابائی نمی رسه

 بابائی تو بر من مظهر قدرتی. مایه امنیت .آخرین درجه عشق .همه چی با تو شروع می شه با تو تموم

 میشه .

بابائی هنوز تو منو سر کار میرسونی و هنوز دو جمله یادت نمیره: مادر بابا  هیشکی رو تو دنیا قد تو

دوست ندارم بابائی مواظب جوی آب باش نیفتی بابائی حواست به پله ها باشه بابائی غذا بخوریا

بابائی ماچ گنده یادت رفت !بابائی تو واسه من همه کار کردی همه کار  

بابائی پامو که تو خونه میذارم اولین صدائی که  می شنوم صدای توئه : مادر بابا اومد مادلر اومد ماه

دراومد .

بابائی یادته ده سال پیش اون دختر پسره [ پسره داشت تیک آف می کشید دختره داشت از ته دل می

 خندید ]بعد من همینجوری داشتم الکی نیگا میکردم بعد تویکدفعه فکر کردی منم دلم میخواد بعد تو

بابائی مقرراتی قانونمند شروع کردی تیک اف کشیدن لائی کشیدن بعد اون پلیسه بهت گفت آقا از شما

 با این قیافه موجه بعیده بعد شما بهش گفتی من واسه شادی دخترام همه کار می کنم .

بابائی تو معرکه ای تو آخرشی تو عشقی تو زندگیی تو نفسی  وای به اون روزی که نفست ....بابائی

 میدونی من زودتر میمیرم واسه همین خیلی مراقب خودت باش بابائی روزت مبارک.

تازه بابائی دیشب با مامان رفتیم از طرف خودم و ساحل و مرسده برات کادو بخریم دوتا پیرهن دختر کش

 خریدیم توپ! با دوتا کراوات خوشگل بهدشم میخواستم یک شلوار بخرم این مامی گیر داد دو تا بخر من

هی بهش گفتم ببین من نمیخوام شلوار بابائی دوتا !بشه گوش نداد حالا من که از مامان جدید بدم

نمیاد شلوارتم که دو تا شده مامان که دیشب با این حرکتش مجوز داده بزن بریم یکی رو خودم برات تور

کنم ..................روزت مبارک قربونت برم


داداشی گلم رفیقم دوستم همرازم ماله کش اشتباهتم رفع و رجوع کن دسته گلام بزرگترین پراننده

شوهر خواهر !الهی قربونت برم روزت مبارک زنده باشی الهی هزار سال فدات شم قربونت برم دورت

بگردم .


مسافر عزیزم استاد دوست و همکارم  علی عزیزم دوست و همکار  شادم و مهران مهربان و نازنینم

 روزتون مبارک


ناجان عزیزم دوست همیشگی با اون آرامش و انرژی مثبت بی پایان

   آست عزیز م با نوشتها و افکار زیباش 

 دوستی که هرروز همراهم بودی با کامنتهای قشنگت ولی متاسفانه به دلیل وجود همسفریت با آدم نه چندان نرمال  نمیتونم اسمتو بیارم

ووهومن نازنینم

مجید مهربانم

ناصر الدین میرزای فوق العاده ام

 داداشی فرزاد همیشه همیشه مهربانم

 علی آقا گلفروش با دستان پر از عطر یاسش

 کژدم کوچولوی همیشه همراهم روزتون مبارک!

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم


گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم


گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

به این کامنت توجه فرمایید :(کامنت پابلیک بود خصوصی نبود )

 

خانوم محترم !من آیناز همسر ....هستم از این لحظه به بعد یکدونه کامنت واسه

 

همسرم بذاری من ایشان  رو  از خونه بیرون می کنم (مودی: چقدر خوشم میاد از

 

 این زنهای پر جذبه )اگه دوست داری زندگیمون  خراب شه میتونی بازم بکارت

 

ادامه بده (مودی : کدوم کار من کاری نکردم بخدا )؛من روی  همسرم خیلی 

 

حسا سم (مودی :خدا بهتون ببخشتش ).تا الان هم خیلی تحمل کردم(مودی : چی

 

رو ؟؟؟) بهت چیزی نگفتم  این رو برای اولین و آخرین بار می گم تا الان هم به

 

همسرم به اندازه کافی بدبین شدم نمیدونم بین این  همه وب نویس باحال و جوون

 

چرا به توی ترشیده گیر داده (مودی : خوب هر کی یکجوره  منم ترشیده ام کپک

 

زده ام چرا خفت میدی )میخوای جواب بدی به این آدرس جواب بده هرروز چک

 

می کنم .(نه بابا من غلط بکنم دیگه همون یک کامنتی که چهل سالی یکبار

 

 میذاشتم بذارم )

 

و اما جواب :

 

دوست بسیار عزیزم اینجا جواب دادم تا اگر برای بقیه هم شبهه ای است بر طرف

 

 شود شوهر شما دوست  محترمی است که بسیار مودبانه کامنت میگذارد و می

 

رود منهم اینقدر درگیرم که تنها هر از گاهی وقت می  کنم به وبلاگ ایشان سر

 

 بزنم ولی اگر تو بخواهی نه تنها دیگر پا به وبلاگش نمیگذارم لینکش را هم حذف

 

می کنم ولی جان من ! با اینکه دون شان همسر محترم شماست ولی زندگی که

 

بایک کامنت در دنیای مجازی  از دست برود در زندگی واقعی آیا  اساس و بنیانی  دارد؟

 

ولی حرف شما راتا به دیده منت میگذارم و دیگر به وبلاگ همسر محتر متان پا

 

نمیگذارم .موفق و پیروز باشی .(ولی من نه به حال خودم که به حال همه زنهای ایرانی حتی تو دوست من سخت گریستم .)

 

و اما بعد :

 

آقایان محترم که از این به بعد به اینجا می آیند حتما می بایست رونوشت صفحه

 

دوم شناسنامه رابرای اینجانب ارسال نمایند

 

در صورت تجرد رضایت نامه کتبی والدین واز همه مهمتر خانوم والده الزامی می باشد

 

(آست ،کژدم ،مجید ،ناجان ،ناصر الدین میرزابدون رضایت نامه مامانتون دیگه نمیاین اینجا !در ضمن مادر

 

 محترمه مشخص کنه من میتونم بیام اونجا یانه ؟)

 

در صورت تاهل یک برگ رضایت نامه کتبی از همسر محترمه مبنی بر ورودبه

 

این وبلاگ ارائه شود و گرنه  راهتون نمیدم داداشی فرزاد با هیشکی شوخی ندارم

 

 حتی داداشی خودمم باید از مونا رضایت نامه بیاره و گرنه راهش نمیدم !

 

دههههههههه از الان بگم وبلاگ آقایون متاهل نمیام به دردسرش نمی ارزه )

 

تبصره :علی آقا گلفروش وضعیت تاهل تو سریع روشن کن

 

ووهومن مشکلی نداره میتونه بی اجازه نامه بیاد با اون اخلاقش هیج خانومی دوستش نداره میدونم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

هوا بس ناجوانمردانه گر م! است .....

........................................................

 

دلم گرمای دست عاشقانه ای  میخواهد مهربان و بی توقع  !

 

دلم بی قیدی می خواهد رهائی آزادی امنیت .....آنقدر که دوچرخه ام را بردارم موهایم را بتراشم رها از این

 

پوشش ظاهری یک لباس گشاد سپید بپوشم وبدون هیچ آلایش و آرایش زنانه ای تا آنجا که توان دارم رکاب

 

بزنم رکاب بزنم تا خود خدا ...

 

دلم کوه دشت وبیابان میخواد تنها ورها آزاد .......... آزاد آزاد

 

دلم یکماه سر کار نرفتن یکماه غذانخوردن یکماه رهائی از هر قید وبندی میخواهد......

 

دلم در آرزوی شنیدن تپش قلبی کوچک در درونم پرپر می زند ........دلم گریه کودکم را میخواهد ....

 

دلم در آرزوی دیدن چشمی عاشق و نه هوسناک می تپد........گرمای عاشقانه میخواهد.......

 

دلم هوای گس عاشقی نوجوانی دارد دیوانه وار بی فکر عاشقانه رها.......   رهای رها.....بی هیچ ترس

 

وواهمه ای .....بی هیچ منطقی .....بی هیچ فکری ......بی هیچ منطقی .......

 

دلم رهائی می خواهد آزادی بی قیدی تنهائی و دیگر هیچ ...................

--------

 -------------

--------------------

 پ.ن :البته دلم پول خیلی زیاد سفر خارجه و براد پیت هم میخواد اینهم خیلی بد !!

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
در برج حمل سنه جاری نگاشتیم که مودی را دوستی بودندی به نام علی  که خواهر زوجه ای داشتندی

 خوبرو .روزی روزگاری خواهر زوجه توانستندی  سرپسر خواجه ثروتمندی را گول مالیدندی.پدر عیال از

علی پرسیدندی که اکنون چه باید کردندی .علی که کارمند بودندی و ایضا بضاعت اندکی داشتندی

 حس حسودیشان گل کردندی و از آنجائیکه ژیان ماشین نمی شوندی و باجناق (به خصوص پولدار )

فامیل نشدندی ٬ به پدر عیال گفتندی که از اجر و قرب صبیه ات نکاه وکلاس بگذارنیدی .اینقدر کلاس

گذاشتندی که خواجه زاده به دیار فرنگ  عزیمت کردندی و سر خواهر عیال بی کلاه ماندندی در این هنگام

 پدر عیال به علی گفتندی دیدندی چه شدنی؟ علی  فرمودندی چیزی نشد داماد پریدندی! و نگارنده در

پایان آن ماجرا نتیجه گرفتندی که بی شوهر ماندن خواهر عیال از بدذاتی شوهر خواهر استندی و اما

بعد:

خواهر عیال که بدیدندی خواجه زداه بپریدندی و شوهر ازکف برفتندی اندیشه نموددندی نیک و کلاس

ملاس را کنار گذاشتندی و به خواجه زاده تلقرافی زدندی که کجا رفتندی که اگر زودتر نیامدندی جان من از

 کف برفتندی و آن قدر لابه نمودندی که جوانک بیامدندی . پدر عیال که از اتفاق گذشته درس عبرت

گرفتندی به علی هیچ نگفتندی تا تمام بساط عروسی آماده گردیدندی !

و اکنون علی مانده است فکری مشوش و دلی پر خون و هریوم به مودی زنق زدندی که مرا چه راه است

برای زیر آب نمودن سر خواجه زاده!!!!!!

برای آمرزش روح علی همه دعا بنمایم بسی . آمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

سئوال این عکس به چه دلیلی توسط مودی در اینجا نهاده شده است ؟

الف)زهر چشم گرفتن از آقایون(نشان دادن توانائی استفاده از آلات قتاله )

ب )زهر چشم گرفتن از آقایون (میگن داماد همون دزده !دارم از همسر آینده زهر چشم میگیرم )

ج)مگه کارهای مودی دلیل داره؟

د)هر سه گزینه صحیح می باشد


پ.ن :این هرروز آپ کردن باعث شده از هر موضوعی برای نوشتن استفاده کنم احساس می کنم نوشته ها اون چیزی نیست که باید باشه!

برای همین سعی میکنم از این به بعد کمتر آپ کنم (نه خیلی کمتر البته شما که مودی رو می شناسید) اما وقتی آپ کنم که موضوع خوبی برای نوشتن داشته باشم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
مدیرکل فرهنگی دانشگاه تربیت معلم: اساسی ترین معضل این دانشگاه نزدیکی خوابگاه های دخترانه و پسرانه به هم است

تحلیل مودیانه :به به چه دانشگاهی ،حتما کمبود استاد و فضای آموزشی نداره معضلش فقط همینه !جالب بود خواستم شما هم بخونید.همین


من یک کلاس ضمن خدمت اجباری رو می گذرونم تصادفا یکی از بچه هائی در بدو خدمت همکار بودیم تو همین کلاسه

این همکار با یکی از همکارهای مجرد ازدواج کرد واینقدر جرات داشت

که با بروز اختلاف علیرغم اینکه هردو در یک محیط کار میکردن از اون آقا

جداشه مدت کوتاهی بعد هم با دوست قبلیش که به مراتب از

همسرش وضعیت بهتری داره ازدواج کرد و در حال حاضر بسیار

خوشبخته

نکته جالب برای من اینه که این آقای دوست پسر که این خانوم رو

دوست داشت و بعد از طلاق دختر باهاش ازدواج کرد همونموقعی که

باید، چرا اینکارو نکرد تا هم این خانوم کمتر رنج می کشید و کمتر آزار

می دید و از طرفی خودشهم با شرایط راحتتری می تونست با این

خانوم ازدواج کنه !من بعضی وقتها واقعا این آقایونو نمی فهمم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 7:40 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
بازگشت غرور آفرین ناصرالدین میرزای بزرگ را به کلیه اراذل و اوباش موجود بالاخص مودی مودیانی تبریک و تسلیت عرض می نماییم

                                                   از طرف جمعی از طرفداران ترشیده


 زمینگیری ووهومن ناجان  را بعلت کمر درد حاد اول به خودم دوم به خودم و سوم به همه شما عزیزان تبریک می گویم

                                                             از طرف مودی مودیانی


تولد ناجان را به جمیع دختران متولد شصت به بعد یک کمی هم خودش  تبریک  و به خودم بابت دوستی با آن حضرت والا عمیقا تسلیت می گویم


آپ کردن !!!!آست را به جمیع مسلمین و مسلمات تهنیت عرض می نمایم


نظر سنجی غرور آفرین داداشی فرزاد که موجب سرفرازی این حقیر !!!!!!!!!شد را اول

 بخو دم دوم به داداشی فرزاد و سوم به داداشی سیاوش تبریک و تهنیت می گویم


کاشت آخرین ورژن یاس سپید را به علی آقای گلفروش آفرین می گویم


ادمین جان را هم همینجوری دوست داریم و تبریک می گوییم


داشتن خواهری مثل مودی را به برادر جان جانم تبریک می گویم (الهی خواهر برات بمیره با این آبجی درپیتت )


کژدم هم فعلا کوچولو است و قاطی آقایان  وبلاگ نیست  پس تبریکی هم در کار نیست .


تبریک می گویم !دهههههههههههههههههههههههههه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
وقتی شروع به نوشتن کردم فکر نمیکردم اینقدر برام جدی بشه !بقول ناجان یک جور دفترچه خاطرات بود

 که مطمئن بودم ظرف ده بیست روز دیگه سراغش نمیرم ولی جدی

شد خیلی جدی !

اینقدر برام لذت بخش شد که الان گاهی فکر میکنم مودی شخصیت

اصلیمو تحت الشعاع قرارداده و این خطرناکه باید یک فکر اساسی بکنم


این روزها دچار عصبیتی هستم که خودمم نمی فهممش بسیار زود

رنج  حسودشدم یک  دیوانه واقعی ، نمیدونم چمه ؟مدتهاست خوب

نیستم نمیدونم از کجا شروع شد از دیدن اون سایت آزار و اذیت بچه

ها  از دیدن اون زنی  که.......نمیدونم ولی  از یک جائی شروع شده

دوست دارم زودتر تموم شده داره اذیتم  می کنه .چرا من دلم برای

همه دنیا می سوزه ؟چرا یاد نمی گیرم من نمیتونم دنیا رو عوض کنم

؟درست نمی شم ؟معلومه نرود میخ آهنین در سنگ !


مامان و بابام رفتن مسافرت .اینجانب وظیفه خواهر بانی دارم البته

خواهرها بیشتر بنده را میبانن ، من این روزها خونه بابامم هستم(با

خودم دعوام شده رفتم خونه بابام !) انصافا نظم زندگیم بهم

ریخته ،هرروز زنگ می میزنم به مامانم که دلم تنگ شده ولی بعضی

وقتها فکر می کنم بیشتر از مامانم دلم برای خدماتی که مامانم میده

تنگ شده بیچاره مامانم ! خلاصه اینجا هرروز دیر از خواب بیدار میشم و

هرروز با عجله میدوم بیرون امروز هم مثل روزهای قبل ، دیر بیدار شدم

کیسه زباله رو برداشتم و ایضا یک عدد پاکت که توش غذام بود و کتاب

آموزش ضمن خدمتم ،و در حالت دویدن کیسه زباله !!رو پرت کردم تو

باکس زباله خیابون ،کلیم از هدفگیریم خوشم اومد  تا سر خیابون

دویدم و تاکسی سوار شدم دیدم وقتی سوار شدم راننده تاکسی چپ

چپ نگام میکنه ولی برروی مبارک نیاوردم یک دو دقیقه ای که گذشت

احساس کردم ماشین پر شده از بوی زباله ،نگاهی به دستم انداختم و

 دیدم ای دل غافل پاکت رو انداختم تو باکس زباله ،وکیسه زباله رو با

خودم آوردم تو تاکسی ،داشتم ازخنده میمردم و ایضا خجالت

کلی گشتم تایک عدد باکس آشغال گیر آوردم و از شر کیسه زباله

راحت شدم دیرم رسیدم اگر فکر کنید دلم یک ذره برای کتاب آموزش

ضمن خدمتم سوخت ،نسوخت !! ولی دلم خیلی برای غذام که دیشب

اونقدر در پخت و تزیینش همت عالی بکار برد بودم کباب شد .


دلم یک تغییر اساسی می خواد کسی میتونه یک ایده خوب بده ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
یک مقاله رو انشناسی :

به مردان قدرت دهيد ، تا صميميت فوران كند .

مرد موجودي عاشق قدرت است .

مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ ميكند .

 در آسمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود بالا مي برد.

مرد از اينكه توانا باشد يا احساس توانايي كند لذت ميبرد. تا وقتي كه مشغول كشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. ا گر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاذ كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود.او دنبال كسي است كه به قدرتهايش ايمان داشته باشد. و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد


تحلیل مودیانه :خوب در اینجا به این نکته مهم می رسیم که مردان عاشق گول خوردن هستند یعنی دوست دارند که هی سرشان را گول بمالی و هی از خودت دروغ دروکنی !بعد هی میشنن میگن زنها رو راست نیستن .ببینید خودتون دوست دارین .

اطلاعیه: به یک فروند مرد قدرتمند پولدار قدر تمند خوشتیپ قوی ................قوی جهت ازدواج و بدبخت کردنش تا آخر عمر ،شدیدالحن نیازمندیم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

زني که از طريق اينترنت و چت کردن يک استاد دانشگاه را اغفال کرده و با او قرار ازدواج گذاشته بود در اولين ديدار 28 سکه بهار آزادي از وي ربود و متواري شد.

قضیه اینجوریه که این دوتا از طریق اینترنت با هم آشنا میشن وساعتها با هم چت میکردن تا اینکه خانوم از این آقا خواستگاری میکنه و مهریه اش ۲۸ سکه تعیین میشه آقا با سکه ها میره سر قرار وخانوم که منتظر فرصت بوده وقتی آقا میره آبمیوه بخره سکه ها رو ورمیداره ودر میره

مشروح خبر رو اینجابخونید


حالا مودی هی بشین اینجا لاط الاط بباف !شهرزاد هی منتقد منتقد کن!  آنا هی

کرگدن بدزد اعظم هی کار کن .ستاره چین هی کار عوض کن زابیل هی متن ادبی

بنویس پویه جان هی غم مردم بخور. جمیعا هی همتون شوهر شوهر کنید ها ها

ها ببین نصف سن شماست این  خانوم بالائی .یاد بگیرین یک ذره یاد بگیرین در

دیدار اول بدون هیچ .....۲۸ سکه بهار آزادی هرکدام به مبلغ ۲۳۰ هزارتومن جمعا

می شود ۶ میلیون خورده ای!یاد بگیرین یک کم!درست شین !

پ.ن :دوست جون اصلا حوصله ندارم بیای بگی اینا چیه نوشتی ها!من اگه اینجوری ننویسم که مودی نیستم که!

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

آههههههای نفسسسس کش !

پ.ن :با تشکر از دوست جون !

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

حنا جان نازنینم از مودی پرسیده است راجع به تفاوت اینجا با اونجا (یعنی

 

خارجه )بنویس البته مودی که  یک پایش در ایران است و یک پایش در فرنگستان

 

 و ذره ذره بلاد کفر را دررویا زیر پانهاده است بسیار  خوب فرق این دو را میداند

 

البته به علت اقامت طولانی در خارجه ،یک کم فارسیش نمیاد شما لطفا  اکسکیوزهر! واما افتر :

 

اینجا هوا آفتابی!است اونجا هوا بارونی!است

 

اینجا پسراش از دماغ فیل افتادن اونجا دختراش

 

اینجا چارلاخ موت بیرون باشه میگرنت اونجا پیدا نباشه

 

اینجا هرکی شتره شلخته باشه دوستش دارن اونجا هر کی جینگلی پینگلی

 

اینجا هرکی پارتی داشته باشه برنده است اونجا هرکی تخصص

 

ینجاآدمها بوی عطر بدن از بهترین نوع درجه هشت چهارهفته حموم نرفته میدن اونجا آدمها بوی عطر فلان وبهمان

 

اینجا دخترا دنبال پسران اونجا هم ایضا دخترا دنبال پسرا (طفلی دخترا )

 

اینجا کشور گل وبلبله اونجا کشور قانون و مقررات

بازم بگم ........شما بگید .

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

نگه دگر به سوی من چه میکنی؟
چو در بر رقیب من نشسته ای

به
حیرتم که بعد از آن فربیها

تو هم پی فریب من نشسته ای
به چشم خویش دیدم آن
شب
ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
 تو فال خود به نام دیگری زدی
برو ... برو ... به سوی او مرا چه غم
تو آفتابی ... او زمین ... من آسمان

بر او بتاب ز آنکه من نشسته ام

به ناز روی شانه ستارگان
بر او بتاب ز آنکه گریه میکند
در این میانه قلب من به حال او
کمال عشق باشد این گذشتها
دل تو مال من تن تو مال او
تو که مرا به پرده ها کشیده ای
چگونه ره نبرده ای به راز من ؟
گذشتم از تن تو زانکه در جهان
تنی نبود مقصد نیاز من
اگر بسویت این چنین دویده ام
به عشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بی فروغ من
خیال عشق خوشتر از خیال تو
کنون که در کنار او نشسته ای
تو و شراب و دولت وصال او
گذشته رفت و آن افسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او
.ن :مودی الان سرحال سرحال است شکست عشقی هم نخورده است چون هیچکس عاشقش نیست الان .

مودی این شعر رادوست داشت بیاورد همین .مودی عاشق همه تان است چون یک دل دارد ایییییییین هوا

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
سرمایه: «در حالی که در دنیا نرخ خودکشی افراد مجرد دو برابر افراد متاهل است، در ایران اقدام به خودکشی در افراد متاهل بیشتر از مجردهاست.»
احمدعلی نوربالا روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران دیروز در کارگاه بررسی پدیده خودکشی به عنوان یکی از کارگاه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی که در سالن وزارت کشور برگزار شده بود به این نکته اشاره کرد و گفت: «تحقیق هایی که به تازگی انجام شده نشان می دهد نرخ خودکشی زنان متاهل در شهرهای مازندران و آذربایجان شرقی بیش از سایر نقاط کشور بوده است.»

اطلاعیه۹۸۷غ۷۷۵۶۳۴۷۵۶۳۵

 روش آنی و سریع و آسان برای خودکشی

تمام کسانیکه مایل به یافتن یک روش آسان وسریع برای مردن وخاتمه دادن به زندگی

خود هستند  می توانند در این وبلاگ ثبت نام کنند تادر صورت کسب امتیاز لازم و داشتن

شرایط مورد نظر با یک عدد مودی دارای اخلاق سگی از بهترین نوع نژاد گرگی ازدواج نمایند .

این موسسه مرگ سریع شما در اثر سکته در بیست و چها رساعت را تضمین می نماید

لازم بذکر است در صورت عدم انجام تعهدات توسط این موسسه کلیه وجوه !عینا پرداخت

خواهد شد چون کسی که بتواند از پس اخلاق سگی مودی بربیاید یک عجوبه وحشتناک خواهد بود داداش !


مودی مطلب رو درست بخون خانمها دارن از دست آقایون خودکشی می کنن ها؟

مودی :سر و صدا نکن میخوام انتقام خون خانمها رو از آقایون بگیرم !بزرگترین مجازات

 برای یکنفر =دوساعت همنشینی با اخلاق سگی مودی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

صبح شده مودی مثل همیشه دیر از خواب بیدارشده ،داره تند تند می دوه، بره تاکسی سوار شه ،کارگرای  ساختمون نیمه ساخته بغل خونه مودی  دارن میان سرکار ،یکیشون به مودی نگاه می کنه و همراه با یک جمله چندش آور عضوی از بدن خودشو نشون میده ،مودی شروع می کنه مثل یک دختر ده ساله که همچین چیزی دیده به لرزیدن ،سر صبح ،گناه مودی چیه که باید همچین چیزی ببینه خوب معلومه گناه مودی اینه که یک زنه !


5 دقیقه بعد توی تاکسی :

مودی :آقا لطف کنید یک کم اونورتر بشینید (یارو شماره یک  تقریبا روی مودی نشسته )

یارو شماره یک :خوب خانوم جا نیست( و یک لبخند کریه تحویل مودی میده )

مودی :آقا درست بشین اونور کنار اون آقا ،اونهمه جائه

یارو شماره یک :خانوم ناراحتی آژانس سوار شو

مودی :آقا یکم جمع کن خودتو ،  نشستی رو پای من حرف اضافه ام میزنی

یاروشماره یک  :زنیکه ج.......فلان فلان شده با این قیافه هائی که برای خودتون درست می کنید همون حقتون جمعتون کنن ببرن ، خودت یک چیزیت میشه به من گیر میدی  ........(مودی به خودش نگاه می کنه چقدر لباسش معمولیه لباس اداری، ساده، بدون آرایش  ) گناه مودی چیه ؟خوب معلومه گناه مودی اینه که زنه !


مودی جلوی محل کارش از تا کسی پیاده می شه یارو شماره دو  از کنارش رد می شه مودی فکر می کنه یارو شماره دو ده ساله حموم نرفته ،یارو شماره دو سر تا پای مودی رو با نیش باز برانداز می کنه و بعد با صدای بلند می گه بخورم ...........تو

دو سه تا از همکارهای مودی می شنون و مودی احساس می کنه دارن میخندن مودی خجالت می کشه ولی نمیدونه چرا ؟گناه مودی چیه ؟خوب معلومه گناه مودی اینه که زنه !

 


مودی دوساعت بعد تو محل کارش :

یاروی شماره سه این دفعه همکار : دستت چی شده خانم مودیانی ؟

مودی :شما گفتی زود این کار باید بدستتون برسه من دویدم دستم خورد به در زخم شد کلی خونریزی کرد.

یاروی شماره سه : آخه !خوب نباید دستت رو می بستی می ذاشتی  یک کم قربون صدقه دستت برم بگم آخی بمیرم الهی!بعد می بستیش ! مودی هاج وواج که چکار کرده که همچین حرفی می شنوه واقعا گناه مودی چیه ؟خوب معلومه گناه مودی اینه که زنه !


ده دقیقه بعد مودی میره به دوستش تو محل کارش سر بزنه دوست مودی می بینه مودی گرمشه پنجره رو باز می کنه دوتا همکارای مرد دوست مودی در گوش هم :چرا پنجره رو باز کرد ؟ خوب مجردن دماشون زده بالا! وهردو به شکل چندش آوری می خندن

مودی و دوستش خجالت می کشن و برروی خودشون نمیارن گناهشون چیه خوب معلومه زنن

 


مودی یکساعت بعد مشغول کار کردن :

تلفن مودی زنگ میزنه یکی از دوستهای مودی که دکتر متخصصه و چند وقت پیش با یکی که اونم دکتر متخصصه ، عقد کرده ولی با هم دچار مشکل شدن و دوست مودی میخواد طلاق بگیره :

دوست مودی درحال  گریه :مودی نامزدم بهم زنگ زد گفت بیا برای دفعه آخر صحبت کنیم بیا خونه من ،من رفتم ، مثل حیوون بهم تجاوز کرد بعدشم پرتم کرد از خونه بیرون گفت اگه  توبخوای هم  ،دیگه باهات زندگی نمی کنم برو گمشو ،رفتم کلانتری ازش شکایت کنم بهم گفتن شوهرت بوده هیچ جرمی نکرده

بهشون گفتم مثل حیوون بدنم رو دریده، گفتن شوهرته نمیتونی ازش شکایت کنی خانوم اصلا چطور روت میشه راجع به این مسئله حرف بزنی !

گناه دوست مودی چیه خوب معلومه زنه


یکساعت بعد :همکار مودی که میخواد طلاق بگیره و شوهرش و خانواده شوهرش هر جور توهینی رو بهش روا داشتن ،داغون و شکسته :

مودی دادگاه میگه شوهرت معتاد نیست دیوونه نیست دست بزنم نداره پس باید توافقی طلاق بگیری شوهرمم میگه باید مهریه اتو ببخشی ، خونتو به نام کنی و گرنه طلاقت نمیدم دادگاه که به من اجازه ازدواج داده چون تو تمکین نکردی ، میرم زن میگیرم تو هم بمون موهات مثل دندونات سفید شه ،حالا ببین ،تازه مامانتم باید بیاد دست من و مادرمو ببوسه تا طلاقت بدیم  !


مودی یادش میاد همکارش وقتی باردار بود چقدر زجر کشیده بود هنوزم فشار خون و قندخون  رو از اون دوران به یادگار داره می پرسه بچه ات چی ؟  همکار مودی میگه دلت خوشه ها !بچه مال پدرشه !

گناه همکار مودی چیه خوب معلومه زنه !


 مودی داره خسته برمیگرده خونه ،یاروی شماره چهار با ماشینش داره قدم به قدم با مودی میاد :خوشگله بیا سوار شو هرچی پول بخوای بهت میدم ،مودی نای دعوا کردن نداره مودی عصبانیه ولی کاری نمیتونه بکنه !

در همین حال راننده ماشین پشتی سرشو از پنجره ماشین میاره بیرون و می گه آهای زنیکه ج........خوب سوار شودیگه  خبر مرگت ،نمی بینی این الاغ ترافیک درست کرده !

گناه مودی چیه که اینهمه داره به شعور و شخصیتش توهین میشه ، خوب معلومه زنه


خدا دوست مودی رو از آسمون میرسونه مودی سوار ماشین دوستش میشه چراغ راهنما زرد میشه دوست مودی نمیخواد از چراغ زرد رد شه طبق مقررات توقف می کنه یاروی شماره پنج سرشو از پنجره ماشینش میاره بیرون داد می کشه آخه  بی عرضه زنو چه به پشت پرادو نشستن ،خبر مرگت رد میشدی کی به این زنا گواهینامه میده؟ اینا فقط برای ک....دادن آفریده شدن !

مودی و دوستش وا میرن گناه دوست مودی چیه ؟اون فقط خواسته مقرراتو رعایت کنه آهان گناهشون اینه که اونا زنن !


وادامه دارد ........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 7:25 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
هنوز ۱۹۰ هزار امضا کم است لطفااینجابروید و امضا کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
۶- بخندید

مهم نیست ۵ دقیقه پیش چقدر ضایعتان کرده بخندید بزودی و بعد از انداختن یوغ بردگی به گردنش آی شما خواهید خندید، آی خواهید خندید .

 

۷-از عطر لیمو استفاده کنید

سعی کنید هیچ بوئی از اعمال و رفتارتان به مشام پپه شماره یک نرسد به کلیه عملیات گول مالیتان  کمی اسانس لیمو اضافه کنید .

 

۸-یاد بگیرید شغل خودتان را دوست داشته باشید

البته شغل شریف شوهر یابی سختی کار دارد ولی آینده هم دارد.

 

۹- در اجتماع حضور داشته باشید

آخ عزیز من گذشت دوره دختر نارنج و ترنج تا ۴ نفر نبیننت که کسی نمیاد بگیرتت دههههههههه الان هر

چی دختر دریده تر بخت و اقبالش بلند تر

 

۱۰- دخل و خرجتان را کنترل کنید

یعنی هرفرد آماده به ازدواجی که حواسش جمع شد و از دستتان لیز خود و رفت سریع یکی دیگر را جایگزین کنید .

 

در اینجا سلسله بحث روانشناسی مودی جون به پایان  

می رسد ببینم چقدر یاد  گر فتید ها !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
در سایت عبرت یک مطلبی دیدم تحت عنوان ده عادت خوب در زنان سالم با خودم گفتم مودی درست شو جای اینهمه شوهر شوهر کردن بنشین این تحلیل روانشناسی را در وبلاگت  نقد وبررسی کن فلذا این ده نکته را اینجا میاوریم و بدان و آگاه باشید که اگر به آن عمل نکنید ناسالم از لحاظ روحی روانی البته !می باشید :

۱-برای خودتان سرمایه گذاری کنید :

فکر می کنم منظوراین بند این است که اگر یک پپه مهربان پیدا کرده اید دوتا هم در آب نمک بخوانید با پنج نفر هم لاس خشکه بزنید تلفن شش نفر را هم در دفترچه موبایلتان داشته باشید تا اگر یکی از سرمایه گذاریهای شوهرانه تان از دست رفت با زهم سرمایه آماده گول مالیدن داشته باشید ای سرمایه گذاران !

 

۲-مغز خود را انعطاف پذیر کنید

اسامی دوستان غیر دختر خود را !روز ی پنج بار از اول تا آخر و از آخر تا اول دوره کنید تا یک موقت در اثر نا انعطاف پذیری مغز محتر مان به دلیل ازدیاد دیتا !!!!سوتی سنگین ندهید .

 

۳-شجاعت ریسک داشته باشید :

عزیز من ریسک پذیر باش اگر دو سال هم روی مخ این یکی کار کردی مورد بهتری پیدا شد بخاطر ترس از لو رفتن مورد خوب را نپر ان آخه چقدر بهت بگم !

 

4-با احساسات منفی خود کنار بیاید :

عذاب وجدان یکی از مهمترین مشکلاتی است که در سر راهتان قرار دارد اصلا نگذارید عذاب وجدان و احساسات مانع پیشرفتتان در امور خاصه و مهم گردد .می فهمید چی میگم که ....البته حواستون به خط قرمزها باشد پپه بازی در نیاورید بعد بیفتید گردن مودی که تو گفتی !

 

5-تمرینات ورزشی مناسب داشته باشید

این بند خیلی مهم است یعنی حتما باید در یکی از رشته های بوکس ،جودو ،کونگ فو ویا حداقل دو میدانی مهارت داشته باشید تا اگر یکی از موارد بند یک، افکار شیطانی به سرش زد تادیبش کنید نشد بتوانید فرار را بر قرار ترجیح دهید .

 

****برزسی ۵ عادت دیگر بدلیل ضیق وقت در پست بعدی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

افشاي ماجراي جديد روابط عاشقانه رايس با يك جوان عرب

به گزارش فارس، منابع آگاه به روزنامه الجزايري "الشروق" اعلام كردند: كاندوليزا رايس اين روزها در حال و هواي عاشقانه‌اي با يك جوان عربي به سر مي‌برد.
بنا بر گفته اين منابع، حكايت عاشقانه كاندوليزا رايس به حدي جدي است كه وي بي‌صبرانه منتظر پايان يافتن دوره رياست‌جمهوري جرج بوش است تا بتواند با فراغ بال به روابط عاشقانه خود بپردازد.

منبع : سایت عبرت


یعنی کسی هست عاشق کاندولیزا با آن قیافه هچل هفت و اخلاق سگیش  بشود ولی هیچکس نیست یک کم کوچولو  مودی را با این قیافه برازنده !!و ایضا اخلاق سگیش دوست بدارد ؟؟؟انصاف کجاست ؟مروت کجا رفته ؟تازه مودی وقتش هم آزاد است فقط پول کاندولیزا را ندارد عوضش پپه مهربون که هست !


یک سئوال نه چندان مهم :کسی از ناصرالدین میرزا خبر دارد ؟به گمانم شهرزاد بانو سرش را زیر آب نموده بی سرو صدا !

شهرزاد بیا همان بلائی که سر شاه شهید آوردی سر ووهومن بیاوریم خلقی از دستش راحت شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

ما کلا خانوادگی آخر سوتی دادن هستیم ،یکی از ما هم که  یک سوتی کوچولو بده بقیه تا مدتها بعد

 

همون چیز سوژه می کنن هیچ جوریم دست وردار نیستن !(ولی در خصوص مامان بابا همه رعایت میکنن

 

جز مودی )

 

اول اینوبگم که ما که بچه بودیم مثلا اگه می گفتیم لوس ،مامانم عصبانی می گفت فحش دادی دهنت کثیف

 

شد زود برو دهنتو آب کش !بعد اجتماع خرابمون کرد این شدیم  .دوم ببخشید این پست  یک کم بی ادبیه!


 

خوب حال تصور کنید یک فقره بابا مودی ،میانسال بسیار مبادی آداب خیلی منضبط (البته خیلی مهربون و

 

جیگر ) سر میز شام و در حضور یکسری مهمون رودربایستی دار :

 

((البته بابا مودی ، چون من دوغ گاز دار خیلی دوست دارم فکر می کنه همه باید دوست داشته باشن (کلا

 

کسی بیا خونه بابا مودی و مامان مودی از بس چیز زورکی می ریزن تو شکمش ،تا یک هفته احساس

 

گشنگی نمی کنه بدبخت !)))

 

 پدر جان  اومد دوغ تعارف کنه با صدای رسا به جای واژه مانوس بفرمایید  دوغ گاز داربه اشتباه فرمودند :بفرمایید گوز گازدار !

 

خوب با شناختی که همه از پدر جان دارند هیچکس نخندید و هرکسی یکجوری خودشو مشغول کرد پدر جان

 

مبادی ادب ما که دید سوتی داده اومد درستش کنه و البته هولم شده بود  دوباره اشتباهی گفت بفرمایید گاز

 

 گوز دار !(توجه بفرمایید بکار بردن کلماتی اینچینی در خانه ما حکم اعدامو داره بدون بخشش !)

 

 

درا ین لحظه مودی منفجر شد و به تبعش بقیه ؛مامان مودی هم هی چشم غره میرفت بی تربیت نخند !

 

گرچه بااعلام پدر جان مبنی بر این نکته که اصلا این حرفهای بی ادبی خنده دار نیست همه خفه خون گرفتند

 

 ولی  خدائیش تا یک هفته بعد  من و مرسده (خواهر جان کوچک شماره ۲)با تصور قیافه بابا مودی مودب و اون سوتی سنگینش می خندیدیم بد البته دور از چشم مامان !

 


 دیشب رفته بودیم با مامان خرید یک جائی بزرگ زده بود تی شرت مردونه !رفتیم تو شروع کردم به خرید !!!

 

خلاصه وسط تی شرت خریدن من(البته خوب تی شرت مردونه زنونه فرق نمی کنه خیلی ) ،مامان جان

 

یکدفعه با صدای بلند پرسید آقا این شورت مردونه هاتون  پس کجاست ؟من و فروشنده هاج وواج به هم

 

نگاه کردیم مامان گفت خودتون زدید شورت مردونه  آقا!( نگو مامان مثنوی خوان و اهل شعر و ادب ما شرت رو شورت خونده بود )

 

 من از خنده  روده برشدم  مامان عصبانی شد گفت خوب برای بابات میخوام ! گفتم برای هر کی میخوای

 

اینجا فقط ..............................هست ...........؟آی مامان عصبانی شد هنوز با من قهره همش

 

میگه چقدر بی تربیتی! حیف از اونهمه زحمتی که من برای تربیتت کشیدم بی ادب  بی نزاکت ،پررو؛خوب

 

میکردن قدیمیها دخترو زود شوهرمیدادن اینقدر چشم سفید و پررو نشه!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

مودی جمعه شب ، شدیدا در حال چتیدن بود و داشت لاطا الاط بهم میبافت که دید یک فقره مهرشاد اینوایتش کرد

 

مودی عادت ندارد با غریبه ها چت کند؛ فلذا توجه ننمود ولی مگر سامان دست بردار بود هی جک می فرستاد و

 

لاو می ترکوند فلذا مودی مجبور شد ایگنورش کند چون چتش هم به جاهای حساس رسیده بود وبارقه ای از امید

 

روشن شده بود.!

 

 دوثانیه طول نکشید که یک عدد مهرداد ظاهر شد به شکل قبل پرانده شد بعد یک عدد آدرس دیگر آمد البته مودی

 

با نبوغ فوق العادش تشابه نام فامیلی خودش را با آدرس احساس کرد ولی چون سرش شلوغ بود یک لحظه به

 

ذهنش نرسید که شاید این یکی آشنا باشد لذا این را هم ایگنور کرد یک ثانیه بعد یک عدد  اس ام اس خیلی

 

مهربانه !!!!!از برادر مودی آمد که چرا اد نمی کنی بی مزه! الان داری چیکار می کنی؟ مودی هم دست و پایش را

 

گم کرد نوشت داداشی دارم کتاب میخونم !دودقیقه بعد یک دختر مودی را اینوایت کرد با اصرار شدید که بیا چت

 

کنیم

مودی که ذره ای در جذابی خود شک نکرده بود وخیلی احساس پرطرفداری پیدا کرده بود ! با بادی به غبغب گفت

 

دوست جون با غریبه ها چت نمی کنم دخترک هی اصرار کرد آخرش مودی گفت بابا من دارم با یکی چت می کنم

 

بیخیال شو دختره گفت الکی میگی اسمشو بگو مودی هم یک اسم پسر گفت و دخترک را ایگنور کرد و رفت سراغ

 

همان چتتر!!!  قبلی و و با کلی ژست نوشت می بینی چقدر طرفدار دارم!!!!!

 

صبح فردا مودی خانوم با روحی شادو ضمیری آرام  به برادر جان زنگید که برادر جان آدرست را دوباره بده برادر

 

 جان پرسید دیشب داشتی چیکار میکردی جواب ندادی مودی با اعتماد به نفس گفت کتاب میخوندم برادر جان

 

فرمود کتاب میخوندی یا کتاب میخوندین ؟مودی گفت وا چه حرفها میزنی داداشی مگه من اهل چت ام مگه من

 

 بچه ام  ؟مودی در این لحظه متوجه شد برادر جان پشت تلفن از خنده ریسه رفته علت را جویا شد برادر جان

 

فرمود که همه  آنها (سامان ؛جامان ،فتانه ،فرزانه و......)خودم بودم داشتم سر به سرت میذاشتم (آره جون خودت

 

داداشی !داشتی  کنترل از راه دور میکردی ) خلاصه کلی ضایع شدم رفت

 

اصلا چرا ضایع شدم؟ مونا این برادر جان چرا اینقدر آدرس اینترنتی داره اینهمه اسم به چه دردش میخوره

 

؟دههههههههههه از بس تو هیچی نمیگی ؟فکر میکنم هی میره چت می کنه ایضا مطمئنم به چند ضربه ماهیتابه

 

نیاز داشته باش درستش کن .(البته آروم بزن میدونی که دردونه است ) دارمت !

 

پ.ن : البته خدائیش بدمان نمی آید برادر جان یک مدت کلا کرکره وبلاگ و اینترنت همه را به جرم چتیدن  و

 

اشاعه فرهنگ مبتذل شوهر شوهر کردن وغیره بکشد پایین  .که بعدتا دوساعت بعد از نصف شب نشینیم پای نت 

 

و صبح ساعت ۶ که مجبور یم برویم سرکار هرچی فحش که از بچگی یادگرفتیم نثار خودمان و روح مقدسمان

 

نکنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 7:25 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

وای آقایانی که مودیانه می خوانید بدانید و آگاه باشید ما زنان ایرانی با

یادگیری کلیه فنون ورزشکاری کاراته ،جودو ،تیراندازی و ایضا غیر

ورزشکاری مانندتمرین شکستن دیوار صوتی با جیغ ،پرتاب گلدون به

هدف ،زدن ماهیتابه در سر ،آموزش تضمینی کتک زدن همسر

و.....داریم آماده می شویم .حالاجرات دارید نیاید با ما مزدوج شوید بعداز

 مزدوج شدنتان هم جرات دارید به ما بگویید شپیشتان منیژه خانوم

است !از ما گفتن ، جرات دارید نشنوید

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
یکی از دوستام  خاطره ای داشت که هروقت تعریف میکرد میزد زیر گریه

 وقتیکه  ۱۴ ساله بود پدرش آخرین روزهای زندگیشو تو بیمارستان

سپری میکرد  .یک روزکه همراه مادرش داشتن از بیمارستان بر می

گشتن خونه،حدود میدون هفت تیر، داخل ایستگاه اتوبوس نشسته

بودند ( اونموقع میدون هفت تیر این شکلی نبود) که یک آقای ظاهرا

معلول بهشون میگه میشه منو ببرید اونور میدون .مامان دوستم بهش

میگه من جون ندارم تو ثواب کن ببرش، مثل بابات میمونه .این دوست

منم همراه آقا میره تا ببرتش اونور میدون،کمی که از مامانش دور

میشن آقاهه اول دستش میگیره بعدشم شروع می کنه به لمس بدن

دوستم .دوستم میگفت بشدت ترسیده بودم حتی جرات جیغ کشیدن

نداشتم بشدتم داشتم اذیت میشدم... خلاصه اون آدم عوضی تا اونور

میدون اینو اذیت می کنه.دوستم میگفت هیچوقت جرات نکردم به

مامانم بگم جالب اینکه با ذهن کودکانه اش فکر میکرده بکارتشو از

دست داده و تا سالها بابت این قضیه زجر میکشیده .این دوست من

رفت خارج و ازدواج کرد اما همین چند وقت پیش هم میگفت که

همچنان اون خاطره بد روی زندگیش سایه انداخته و زندگی امروزشو

تحت تاثیر قرار داده .واماعلت نوشتن این پست سایتی بود که دیشب

تصادفی بهش برخوردم. باورم نمیشد توی ایران هم و با این وقاحت

سایتی درباب آزار و اذیت کودکان همراه با عکس و کلیه مخلفات وجود

داشته باشه .حیونها هم به بچه ها ی همنوع خودشون رحم میکنن

ولی ماانسانها نه ،  از دیشب حال بدی دارم هرروز یک خبر در خصوص

 آزار و اذیت دخترها و بچه ها ،هرروز ،چه اتفاقی برای ما افتاده

،خداوندا نکنه تو لطفت رو از ما دریغ کردی و به قلبهای ما قفل زدی ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 6:3 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
اگر پایت دوباره بلغزد

                            قطع خواهد شد .

اگر دستت

               تو رابه راهی دیگر رهنمون شود

                                                           خواهد پوسید

                                                                 اگر زندگی ات را از من بگیری

                   خواهی مرد حتی اگر زنده باشی.

 چون سایه و یا مرگ خواهی بود

                                     بی من اگر گام برداری بر زمین

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
این کامنتای خصوصیم خیلی باحاله گاهی پس از خواندنشون تادوساعت بعد میخندم .گاهی حرصم در میادبد ، البته اصولا چون حذفشون میکنم خیلی یادم نمیمونه ولی گفتم شاید بد نباشه بدونید :

مودی تو مردی ما که میدونیم!

مودی من خیلی دوست دارم باهات دوست شم نظرت چیه؟ ماشین دارم پولدارم خوشتیپم خونه خالیم دارم !!!!!!

مودی نظرت راجع به س .....فانتزی چیه (اصلا چی هست بجان خودم نمیدونم یکی از خانمها بیاد توضیح بده بفهممیم فانتزیش چیه ژست فهمیدن بگیریم حداقل )تازه اگر مشکل شرعی  داری میتونیم صیغه کنیم (برادر جان کرکره وبلاگ نکشی پایینا !شما ببخش )((خدائیش اینو که خوندم خیلی عصبی شدم آدم اینقدر بی شعور!)).

مودی من که میدونم مثل خودم اینکاره ای ...(چیکاره ؟)

مودی تو دختری یا زن؟مودی تو متاهلی ؟مودی تو ترشیده ای ؟ مودی تو مطلقه ای ؟ مودی کجا کار می کنی ؟مودی آدمی ؟

مودی تو دوست دختر ناجانی !!!!!!!!(این آخرین ورژن بود !بابا ناجان جای پسر چهارمیه مودیه )

مودی ......مودی .... مودی........(شرمنده اینجا رو آندر ایج میخونن نمیتونم بنویسم ).

الهی قربون تمام سئوالای فضولانه دوستام برم و در ضمن انزجارم رو از عوامل استکبار جهانی که پیشنهادات نامربوط میدن قویا ابراز میدارم . تکبیر

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

انواع مجازات دیر آمدن ،نوشیدن و دیده شدن اثر رژلب !هرکی .......پای مرگشم میشینه !

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 8:47 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
امروز جمعه است .امروز هوا خیلی گرم است .امروز مودی از جلوی کامپیوتر تکان نخورده است. به زودی

که قبض تلفنش بیاید حسابی قیافه اش با دیدن قبض تلفن دیدنی خواهد شد. از تصور این صحنه از

اکنون دارد هر هر به خودش می خندد ایضا به موقعش گریه خواهد کردبسی دیدنی .

مامان مودی همش دارد دعوایش میکند که چرا خانه ما نمی آیی ؟خجالت سن وسالت را بکش وب

گردی از تو گذشته ِ همه همسن و سالهای تو شش تا بچه دارندِ ولی مامان مودی اشتباه می کند چون

همسن وسالهای مودی هم مثل خودش عزب او غلی هستند .

دوستان نتی مودی هی کامنت خصوصی در وکنند که آپ  کن ولی فکر نمی کنند مودی بی نوا سوژه از

کجا بیاورد مودی بی نوا کل سایتهای خبری را زیر و رو کرده است ولی هیچ سوژه ای برای نوشتن مطلب

 بدست نیاورده  است

 مودی فکر می کندناجان وبلاگش را چشم زده است .

مودی همکنون دلش خیلی سفر خارج میخواهد دلش یک پیتزا بزرگ هم میخواهد .

عزا هم گرفته است  چون باید کیسه زباله را ببرد و در باکس زباله بگذارد و بعد هم چون اسمش در

لیست بدهای شارژنده ساختمان ثبت شده است برود به این مدیر ساختمان استریپ  !شارژپرداخت کند .

بعدشهم دوباره بدود جلو ی امپیوتر و تا نصف شب  تکان نخورد و صبح هم عین مفلوکان اخلاق سگی

برود سرکار .زیاده عرضی نیست .

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

 

توجه توجه :

مودی آن لاین تقدیم می کند:

۱-کلاسهای  آموزش پرتاب سنگ به مادرشووور به صورت عملی (توسط مودی یکدست )

۲-کلاسهای آموزش عملی خواهر شوور حالتو میگیرم چی فرک کردی !(مقدماتی و پیشرفته )توسط مودی پاطلا

۳-کلاسهای عملی ماهیتابه رو تو سرت خورد می کنم شوررر ( توسط مودی یک دندون)

۴-کلاسهای عملی چگونه در حد کمال از مادرزن جون و پدرزن جونمون پذیرائی کنیم(توسط مودینا )

و هزاران عنوان آموزشی  دیگر

 در ضمن با گذراندن ۲۰ واحد به شما دیپلم بین المودیین اعطا خواهد شد .(پولش بدین مدرک میدیم )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

عصر ایران :مدیر 29 ساله سایپا بخشنامه شماره87/73463به تاریخ 4/4/1387درباره خواهران همکار به مناسبت روز زن :(اصل بخشنامه در سایت مزبور موجود می باشد):

 

مضمون بخشنامه :

 

تبدیل وضعیت استخدامی خواهران قراردادی که از تاریخ این بخشنامه به بعد ازدواج نموده اند و حداقل یکسال از تاریخ استخدام آنها گذشته است

 

افزایش یک روز مرخصی استحقاقی خواهران در هر ماه

 

 


نکته مهم این مطلب این است که این در وانفسای بی شوهری،جای اینکه جهت

التیام دردهای مجردین  بی شوهر مانده ،تدبیری اندیشیده شود هی به متاهلهای زرنگ شوهر کرده حال می دهند آقای یعنی چی ؟

 

خوشتان می آید به زخم ما نمک بپاشید

 



 

 

                         اطلاعیه شماره 58636.3565555

 

یک عدد مودی دارای شغل پیزوری ،یکعدد آپارتمان فکسنی ،ماشین هم میخریم

 

براتون(آخرین مدل سال ۱۹۰۵) ،و ایضا دارای اخلاق بسیار خوب (سگی از

 

بهترین نوع نژاد گرگی )؛ با دستپخت خوب (با یک بار خوردن دستپخت مودی

 

عمرا دیگر گرسنه شوید چون  زنده نمی مانید که گرسنه شوید ) ،خانه داری

 

عالی (در خانه اش سگ صاحبش  را گم می کنه !) ،بسیار هرو کری ،

 

وحشتناک مامانی (مامان من برای هردومون بسه   شووهرجان مامان میخواد

 

چیکار ؟) آماده ازدواج  بشتابید که

 

 شتافتنتان موجب پشیمانیتان خواهد شد؛شدید !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 7:20 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

در خبرها اومده بود یک غواص آمریکائی همسرشو در ماه عسل زیر آب خفه کرده ، این غواص همسرشو را به مبلغ سنگینی بیمه کرده بود  و برای استفاده از مبلغ بیمه عمر همسرش او را کشته می باشندی !

 

سئوال :آیا مودی بیمه عمر دارد ؟

جواب : بله

 

سئوال :عکس العمل مودی پس از خواندن این خبر و بعد از این همه شووووور شوووور کردن در وبلاگش ،

چیست ؟

 

جواب :مودی به خاطر اسمش بسیار آدم مودی ! می باشد لذادراین  لحظه ابعاد مختلف شخصیتیش باهم درگیر

 

می شوند و  نظرات مختلفی ابراز می کنند :

 

مودی واقع بین  : مودی غلط می کنه دیگه  اسم شوورو ببره !

 

مودی مهربون ساده شوهر ذلیل عقده ای  :خوب دوست داره شوهرم ،غرقم کن ،بکشم ،بزار بمیرم برات ،خرج

 

عروسی بعدیتم درآد ججیییییگگگگگگگگگر

 

مودی جوزده :وای چه مرگ  رمانتیکی!

 

روح مودی :جان من زنش شو، مردی هم مردی ،عوضش من بعد مرگت میرم جلوش بهش میگم شما در مقابل

 

دوربین مخفی هستید بیمه عمر مودی به نام تو نیست .

 

ووژدوون مودی : بابا با این اخلاق سگی تو به اونجا نمی رسه که بخواد غرقت کنه خودش زودتر دق می کنه!

 

خود مودی :آخ جون پس اول من بیمه عمرش می کنم .

 

فراخوان 25587777:مرگ سریع در 24 ساعت برای پپه های دارای بیمه عمر سنگین ،روش مرگ سریع فوری

 

و با یکساعت مجاورت با اخلاق سگی مودی

 

بدلیل محدودیت وقت مودی، اولویت در ثبت نام امتیاز تلقی میگردد.

 

 

 

پ.ن :ناجان عزیزم ،جزاولین خواننده های وبلاگم بود که در همان روزهای اول زد یم به تریپ هم و یک جنگ

 

جهانی کامنتی باهم راه انداختیم که نگو و نپرس !القصه ناجان جان خواستیم ببریمت بالا ،هرکس را جابه جا

 

کردیم ناراحت شد در نتیجه تو ناجان عزیزم دوباره رفتی پایین !البته جات هم همون جاست ولی خوب حالا

 

خواستیم بهت گفته باشیم !به افتخار ناجان یک کف مرتب .

 

پ.ن :این پست خودم اصلا دوست ندارم نمیدونم چرا گذاشتمش شاید برش داشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

خبر: : شانزده دانش آموز نوجوان مدرسه گلوچستر در ایالت ماساچوست تصمیم گرفتند در یک زمان واحد و از یک نفر حامله شوند تا بتوانند در یک روز بچه به دنیا بیاورند!

 

این دانش آموزان دختر برای عملی کردن نقشه خود یک جوان خیابان خواب را پیدا کردند و او را بابا کردند .

 


تحلیل مودیانه :

 

علت انجام این عمل ننگین :

 

1-خوب طفلیها میخواستن مادر شن

 

2-خوب طفلیها چه گناهی داشتن میخواستن یک نفر پدر شه

 

3- خوب طفلیها میخواستن سربازهای بوش ناجان رو واسه جنگ افروزی زیاد کنن.

 

4-خوب طفلیها چه گناهی داشتن میخواستن...................(بعلت وجود خوانندگان آندر ایجی چون کژدم این قسمت توسط خودمان سانسور شد )

 

 

علت بازتاب گسترده این خبر در رسانه های وطنی :

 

1-خوب طفلیها دوست داشتن جای اون کارتون خوابه باشن فلذا خواستن با اشاعه اش ،فرهنگش رو نهادینه کنن

 

2-خوب طفلیها حسودیشون شده دلشون میخواد بابا شن خوب

 

3-خوب طفلیها در دل به کارتن خواب آفرین گفتن اینه اگه کارتن خواب نبود چه میکرد مادر

 

4-خوب طفلیها دوست دارن به جای اینکه اینجا قلم به دست باشن برن آمریکا کارتن خواب بشن

 

نتیجه اخلاقی :مرگ بر آمریکا فاسد ،بی تربیت ،بی شعور،اههههههههههه

 

ما که تو کشورمون از این چیزا نداریم دخترامونو شوهرنمی دهیم به افغانیها اونهاهم دختر بدبخت رو هرشب

 

بفروشن به یکی ، دخترامون تو دبی .............اصلن ولش کن .خاک تو سر آمریکای جهان خوار !ااااااااایشششششش

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

برای یک آقا بهترین روز زندگیش چه روزیه ؟روزی که تیم موردعلاقه اشو میبره یا روزی که ازدواج میکنه :جواب البته روزی که تیمش میبره


امروز به هرکدوم از همکارای آقارسیدم گفتم روزم مبارک همه فقط خنده تحویل دادن چرا ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
                             

برای مامی خوشگلم که همه زندگیمه :

 

خیلی وقتها فکر کردم خدا خیلی چیزها رو به اندازه لیاقتم بهم نداده ،خیلی وقتها فکر کردم خدا برام کم گذاشته ،خیلی وقتها با خودم گفتم حق من از زندگی  خیلی بیشتره، ولی در یک مورد هیچوقت نتونستم گلایه ای بکنم؛

 خدا وقتی برای من پدر و مادر انتخاب کرد محبتش رو در حقم تمام کرد .

 

مامی میدونی که شما  و بابائی رو حتی بیشتر از خودم دوست دارم .میدونی اگر نبودی من هیچی نبودم. هنوز یادم هست وقتی اون معلم عقده ای پرورشی جلوی خودم بهت گفت خانوم بچه ات هیچی نمیشه بیخود زحمت نکش .با اطمینان گفتی من از این بچه بازیگوش چیزی می سازم که اگر روزی باهاش روبرو شدی سر تعظیم در مقابل دانش و داشته هاش فرود بیاری و کردی هرچه توانستنی ، ومن این شدم .

 

هیچ چیز توی دنیا برام ارزشمندتر از تو نیست توئی که اگر ناراحت بودم حتی روی جدول خیابون راه رفتی قهقه زدی خندیدی رقصیدی تا من شاد شم ولی یکباره که موهاتو سپید دیدم  انوقت بود که  حس کردم توی اون روزهای بد زندگی من ،خنده هات چه دردناک بوده و با هر شادی که به من دادی تمام غم منو تو وجود خودت کشیدی

تو وپدرم تنها انسانهائی هستید که همیشه حس کردم بیشتر از خودم دوستم دارید دوستتان دارم هر دوتون و به خاک پاتون بوسه میزنم.

 

 



 

برای مونا قشنگم :

  

وقتی تو اومدی فقط 17 سالم بود و عاشق برادرم ،چقدر برام سخت بود که می دیدم تنها برادرم که همه چیزش من بودم من رو فراموش کرده و کاملا مفتون تو نامزد چشم دریائی خوشبر روش شده ،تمام توجهش به تو بود و من بهت حسادت میکردم  .چقدر با هم جنگ سرد داشتیم مونا ،یادت میاد ؟

 

13 سال گذشته ،تو امروز دیگه اون تازه وارد برادر دزد نیستی تو همونقدر عزیزی که خواهرم ،و خودت این خوب میدونی در تمام لحظه هااون دو سال وحشتناک تو کنارم بودی شاید اگر من بود م به طعنه ای مهمانت میکردم ولی تو مثل خواهر که نه ،عین خواهرم کنارم ایستادی روز تو هم مبارک عزیزم قشنگم نازنینم مهربانم

 


 

خواهرای خوشگلم :

 

 روزتون مبارک.ساحل عزیزم تو از من 8 سال کوچکتری ولی بارها و بارها تو راهو به من نشون دادی بخصوص در دوسال گذشته ،تو دوست نازنینم هم هستی و مرسده نازم خواهر کوچیکتر نازنینم که خدا تمام مهربانی دنیا رو یکجا به تو بخشیده .دوستتون دارم وروزتون مبارک

 

 


 

و خودم ،مسخره است که کسی به خودش تبریک بگه ؟ولی من بخودم تبریک میگم برای زندگی که پسش گرفتم برای استقلال و اعتماد به نفسی که با چنگ و دندون بدست آوردم روز خودمم مبارک

 

 


دوستای نازنین وبیم :

 

سیر ترشی جان ،هستی جان و تاتوره جان و زن زیادی عزیزم روزمادر مبارک سایه تون بر سر فرزندانتان جاودانه باد .

 

اعظم جان ؛شهرزاد جان ،سها جان ،بهار جان ،آنی جان ،زابیل جان ،مرجان جان ،ستاره چین جان !،نرجس جان ،اقلیما جان ،بنفشه جان،الی جیگر ،الهام جان ،بی بی باران جان و کژدم جان (اه ه ه  تو پسر بودی راستی ؟) روزتون مبارک

 

تمام مامانهای ایران روز تون مبارک !

 

                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

خیلی ها ازمن می پرسند که رمان زن سی ساله رو خوندم یانه ،خلاصه ای ازش رو نوشتم که بدونید خوندم :

زن سی ساله:(به فرانسوی: Le Femme de trente ans) رمانی است از انوره دو بالزاک نویسندهٔ فرانسوی.

این رمان سرگذشت دردناک زنی است که زندگی زناشویی‌ کامش را بر‌نمی‌آورد و سرانجام پس از وسوسه‌های بسیار به عشقی گناه‌آلود تن می‌دهد. وی به کودکی که حاصل این عشق اوست بیش از فرزند مشروع خود مهر می‌ورزد. دخترش که از راز مادرش آگاه است، آن کودک را به رودخانه می‌اندازد و خود با خشم از دامن آلودهٔ مادرش به آغوش جوانی، که خود نیز مثل دختر دستش به خون آغشته است، می‌افتد و تا آخر عمر با هم به شادی زندگی می‌کنند. در انتهای داستان حوادث هیجان انگیزی روی می‌دهد و زن قصه از شدت درد و رنج می‌میرد.

 

 * انتخاب این نام برای وبلاگ تصادفی بوده و هیچ ربطی به این رمان ندارد

 


چند توصیه ازدواجی :(برای آقایان )

هر چه متأهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد. ولتر

ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد.ضرب المثل سانسكريت

ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. سقراط

 


چند ضرب المثل غیر ازدواجی برای التیام دردهای تنهازیستانی چون من :

ازدواج که نکردی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. ضرب المثل فرانسوی

ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. ناپلئون

ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل!

عشق، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. بالزاك


پ.ن :مسخره است که با اونهمه سخنرانیم توی پست قبل ،این مطلب الکی رو گذاشتم تا اون پست اولم نباشه ،مودی اول خودتو درست کن بعد نصیحت کن !

پ.ن :برداشتمش باز دوباره گذاشتمش ،مودی آدم باش پای حرفتم وایسا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

میدونم الان فریاد واسفا خیلی بلند میشه که این چیه نوشتی (که اصولا از سر دلسوزیه )و در مقابل حداقل 20 تا کامنت غیر اخلاقی توهین آمیز هم از انسانهای باشعور میگیرم. ولی این واقعیت اجتماع ماست تا وقتی روشون سرپوش بذاریم بدتر و بدتر میشه .چرا حاضر نیستیم راجع بهش حرف بزنیم چراشما آقایون دوست دختر خودتون رو به بهانه دم دستی بودن کنار میذارین و با دوست دختر یکی دیگه ازدواج می کنید ؟چرا باور نمی کنید که زنها هم مثل شما انسان هستند چرا نمی پذیرید که دیگر دختر نارنج و ترنج وجود نداره. شما خانمها چرا به هر انحراف ج.ن.س. ی تن میدید که بکارتتون رو نگه دارید چرا باور ندارید که شما رو باید برای شعور و زیبائی وخودتون بخوان نه یک تکه .... !چرا دروغ ؟حداقل ده تا دوست تحصیلکرده اموسراغ دارم که به دوخت ودوز رو آوردن تا ثابت کن نجیبن !واقعا نجابت با چنین چیز مسخره ای تعریف می شه ؟متاسفم.

 مطلب زیر رو از سایت هفت تیر برداشتم .

رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، معتقد است: «زمانی که قانون را مردان می نویسند، همه چیز به نفع آنان و در جهت لذت بردن و جلب رضایت آنان است و در مقابل این زن است که باید سرکوب شود، زیبایی های خود را پنهان کند؛ چرا که شهوت طلبی مردان به پای آنان نوشته می شود، غافل از این که این مرد است که با استفاده از روش های مختلف چرب زبانی و بازی در نقش یک عاشق، به دنبال به دست آوردن زن است که پس از بهره مندی نیز به سادگی وی را رها می کند و زنی را برای مدت ها شکست خورده، افسرده و نامطمئن نسبت به جامعه بر جای می گذارد.»

با وجود آن که در روابط دختران و پسران ظرف سال های گذشته تغییرات زیادی ایجاد شده، اما همچنان تفکر سنتی وجود دارد که ریشه آن در مردان، قوی تر از دختران است. چه طی این سال ها، دختران بسیاری خود را با «تفکر نوی» آزادی روابط وفق داده اند و باور دارند که این روابط علاوه بر ارضای یک نیاز، برای افزایش عشق و علاقه لازم است و باید از آنچه «تفکرات پوسیده مادربزرگ ها» می نامند، گذر کرد؛ اما از سوی دیگر همچنان این تفکر در مردان وجود دارد که دختری که امروز با تو است و تن به خواسته تو داده، فردا روز نیز می تواند از آن دیگری باشد.

دکتر اقلیما، در این زمینه نیز می گوید: «در شرایطی که بیشتر پسران مخصوصاً زیر ۲۷ سال، رابطه جنسی را به طور کامل تجربه کرده اند، می توان دریافت که این افراد با زنان و دخترانی که در همین جامعه هستند، رابطه داشته اند؛ اما با حذف و ندیده گرفتن موارد خود، به سراغ فردی می روند که اطلاعاتی از وی ندارند، که این این امر ناشی از عدم قبول واقعیات موجود و تمایل به ندانستن حقیقت و دروغ شنیدن است.»

---------------

یک خانم دکتر :

«بیشتر دخترانی که به من مراجعه می کنند، به دلیل قرار گرفتن در شرایط عاشقانه و یا وابستگی به طرف مقابل تن به این رابطه داده اند و پس از آن به دلیل درگیری های روحی که برایشان ایجاد شده و یا موقعیت ازدواجی که برایشان پیش آمده، اقدام به جراحی می کنند. این دختران به نوعی، اخلاقیات برایشان اهمیت بالایی دارد و درونشان ریشه دارتر است. این گروه معمولاً از خانواده های مذهبی و سنتی هستند؛ اما گروه دیگری هستند که روابط جنسی بخشی از زندگی شان است. این گروه نیاز و ضرورتی برای جراحی نمی بینند.» او با این توضیح که در جامعه مان هیچ مردی پیدا نمی شود که باکره نبودن زن را بپذیرد، پیشاپیش خود را تبرئه می داند و می گوید: «اگر هم پیدا شود به عنوان اینکه زن هم مثل او آزاد است به آن نگاه نمی کند. این را وسیله ای می کند برای تحقیر و سرکوفت دایمی زن. انگار که لطف کرده و با او ازدواج کرده است.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

به به !چه لذتی بردیم امروز  ،من نمیدونم این کسی که این مناسبتهارا  گذاشته چرا به فکر احساسات پاک ما تنهایان تنها زیست نبوده روز ولنتاین که هی من به خواهر جان کادو میدهم هی خواهر جان به من ،اما این روز زن دیگه نمیدونم چه صیغه ایه ،

 

این فرزاد هم استاد دل آدم آب کردنه آمده همچین کامنت گذاشته کمک !گفتم داره غرق میشه دویدم رفتم نجاتش بدم می بینم همه پرسی راه انداخته برای خانمم چی بخرم ؟؟؟این همکار جان هم یک عدد ریو خرید برای روز زن هدیه داد به بانوی محترمه ،اون همکار جان هم شوهر محترمشان برای روز زن بردشان بلاد کفر سه هفته است در اروپا حالشو ببره (وای چقدر خارج خونم افتاده پایین !)

 

خلاصه امروز تصمیم گرفتم برای رفع دپرسی بروم برای خودم یکعدد جاکفشی خوشگل منضم به یکعدد آیینه بخرم و به خودم هدیه کنم. این همکار جان که میدانم یواشکی وبلاگ مرا می خواند و نمی دانم از کجا آدرسش را گیر آورده و فعلا هم هردو خودمان را زده ایم به کوچه علی چپ!بفرمودند برو از شوش بخر و آدرس دادن با مترو برو !اینجانب هم که همه کارهایم برعکس می بوده باشد و اصولا وقتی با کسی قرار میگذارم با لباس اداری به اضافه یک عدد روسری سو گواری میروم و وقتی هوس می کنم شوش بروم با مانتوی سبز قورباغه ای کوتاه ....تشریف می برم رفتم شوش

 

 توجه کنید حدود ساعت دو بعد ازظهر در ظل گرما ،خدا اولاد همکار جان را زیاد کند تا همین دو شویت مویش هم بریزد چه پدری ازمان درآمد چقدر مورد التفات قرار گرفتیم، بماند تنها چیزی که نبود آنچه بود که من میخواستم بعد هم یک عدد آقای فروشنده  با وجدان به ما فر مودند خانم اینجا پیدا نمی کنی فقط اذیت می شی!!! من هم حرف گوش کن برگشتم پاشنه صندلمم هم شکست لذتی بردیم !(خودمونیم این شوش عجب جای باحالیه ،من بچه

 با لاشهر تهران نیستم ولی خدائی عجب جائی بود این شوش !)

 

 بعدش تشریف آوردیم حسن آباد ،یک عدد جاکفشی 670 هزار تومن بود مغز سرمان سوت کشید ولی چون ثابت قدم هستم خواستم بخرم زنگ زدم به پدر جان که حداقل هزینه آژانس مجانی در بیاید پدر جان هم اینجانب را دعوا نمود که پول یک 206 را دادی وسایل خریدی بعد هم تحویل آقا دزده دادی ول کن نیستی من هم سرشار از اینهمه استقلال برگشتم خانه !و نتوانستم برای خودم هدیه بخرم . این هم قصه امروز ما .

 


 

 

از بچگی اصولا بنده دو نفر از دوستانم را باهم دوست میکردم بعد دوستان خودم را می گذاشتن کنار و با هم حال میکردن!! شاید 1000 بار اتفاق افتادو هنوز داره اتفاق میفته . خوب شد من گفتم دپرسم که شما بی معرفتها بدون عذاب وجدان بروید با دوستانتان لذت ببرید!!

 

 بدینوسیله اسمی خوبها بشرح ذیل اعلام میگردد

 

ناشناس ناجان جان ،ادمین جان، کاوه جان جان ، هستی جان،سها جان ،ستاره چین جان،زن زیادی جان وکژدم کوچولوجان و تاتوره خانوم نازم.

 

بقیه همه جز بدها هستند بی معرفتها ،

 

از همه بدتر این ووهومن رفته ام وبلاگش دراوج ناراحتی دردنامه نوشته ام یک کلمه که دلداری نداد که هیچ ،انگار ما بز بودیم که کامنت گذاشتیم،، الهی تا آخر عمر زن گیرت نیاد

 

بعدش هم این ناصر الدین میرزا که شپیشش منیژه خانومه ،تا میگی کیشی به کیشمشی ناراحت میشه اصلا هم دوستش ندارم !الهی زنت کچل باشه زشت باشه علیل باشه ......

 

فرزاد هم مارا دق داد با این لاو ترکوتنیش برای عیال جان ،بابا به فکر قلب من باش

 

اعظم تو هم ؟

 

خلاصه گفتیم که بدانید اگر در وبلاگ را تخته کردیم از دست شماست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 
دیدید چقدر زشته یک عده هی میرن از وبلاگ دیگران دزد ی می کنند زشت تر اینکه کسی ازارشیو وبلاگ خودش دزدی کنه این مودی خانوم جدیدا همش ازآرشیو وبلاگش دزدی می کنه اینم نمونه اش:

        روشهای کارامد نشاندن آقایان سر سفره عقد

  روش اول :بیهوش کردن فرد مورد نظر تا نفهمه چه بلائی داره سرش میاد

   روش دوم : تهدید فرد مورد نظر با اسلحه تا جرات نکنه نذاره بلا سرش بیاد

    روش سوم :حسابی کتکش بزنید تا از شدت جراحت جرات ابراز وجود پیدا نکنه

 

 روش چهارم :وادارش کنید از مشروبات الکلی استفاده کنه تا نفهمه ..........

 

  روش آخر :اگر هیچکدام از این روشها جواب نداد بکشیدش بعدش هم ژست بگیرید که به خاطر نه گفتن شما به پیشنهاد ازدواجش خودکشی کرده !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 

به جان خودم تصمیم گرفته بودم دیگر راجع به ازدواج ننویسم وکم کم سبک و سیاق نوشته ها را عوض کنم ولی مگر میگذارند!

 اینجانب پس از مقادیر متنابهی وب گردی ببخشید اضافه کاریُ لخ لخ  کنان تشریف آوردیم خانه ،بماند که در راه یک فیلم اکشن بزن بزن مدل بهروز وثوقی و یک فقره عجایب هفتگانه به شکل یک اتوبوس کولردار !مشاهده کردم تا رسیدم خانه

 

این خانه ما یک مجتمع مجردی است همه مجردند جز واحد طبقه چهارم که یک زن وشوهر همیشه دعواکن ساکن هستندو ایضا طبقه اول که یک عدد خانوم مجرد 90ساله زندگی می کند که به سختی راه میرود

امروز در را که گشودیم خانم سالخورده را مشاهده کردیم هنوز سلام من را پاسخ نداده فرمودند این ساختمون پرجوونه مثلا ،باغچه ها دارن خشک می شن جای اینهمه بزک دوزک و عطر و ادکلن  می میرید یکی تون باغچه ها رو آب بده

وسایلتو بذار زمین زود باغچه ها را آب بده ماهم در آن گرما فقط گفتیم چشم .

 

در حین آب دادن گلها بانوی پیر پرسید شوهرت کو ؟عرض کردیم :تا رفتیم بخریم تموم شد فرمودند زهرمار نخند دختر اینقدر پررو !از هر کدومتون می پرسم همینو می گین هی یکی رو ببرین یکی رو بیارین گفتیم به جان خودم منو چه به این غلطها .ما خانه بابا جانمان سر همین کوچه است نفس کشیدنمان کنترل می شود. فرمودند خیلی خوب حالا تو هم جراتشو نداری

 

 سپس نگاه عاقل اندر سفیه ای به من نمودند و فرمودند خوب اینهمه پسر مجرد توی این ساختمون ،عرضه نداری یکی رو تور کنی عرضیدم وا...ما از بچگی بافتن بلد نبودیم هر چی می بافیم سوراخ در میاد ازتوش در میرن !

 

 

فرمودند از بس بی عرضید شما دخترهای حالا  ،زمان ما ده تا خونه اونورتر پسر داشت تورش می زدیم برای همینه همتون ترشیدین دیگه ،

 

مثلا همین من یک روز فامیل همسایه اومده بود خونه شون منو دید گفت چطوری خوشگله گفتم بچه پررو (عجب مکالمه عاشقانه ای ،آقایان امروزی که اینقدر نازک نارنجی تشریف دارید قدر دخترهای امروزی رو بدونید ببینید مادربزرگهایتان با پدر بزرگتهایتان چه جوری حرف می زدن )بعد هم رفتم پشت پنجره براش دست تکون دادم و خلاصه اومد خواستگاریم شما بی عرضه ها چی ؟(این جز خاطره مادر بزرگ جان بود ها !)

 

خیلی خوب این پسر واحد 3 بچه خوبیه تحصیلکرده خوشتیپ (البته مودی و این آقای واحد 3 حداقل دوبار نزدیک بوده همدیگرو بکشن چشم دیدن همدیگه روهم ندارن )یک روز بیا خونه من زنگ میزنم اونم بیاد با هم آشنا شین !

در این لحظه به این نتیجه رسیدم که بهتر است فرار را برقرار ترجیح دهم چون اینجانب به عنوان همسایه بالائی آقا مکالمات نصف شبانه ایشان را با خانمها زیاد شنیده ام!!! 

 القصه اگر می بیند مودی خانوم کم پیدا شده، بدانید جهت فریضه مقدس کمک به سالمندان در خانه خانوم پیر مشغول به خدمت است !

 

پ.ن :ما که آمدیم هیچ زن سی ساله ای نبود الان پر شده از زن سی ساله  لذا ما یک مودی به نام وبلاگمان اضافه کردیم باشد که دوستان نام دزد رستگار شوند .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مودی جووون! | 

شهرزاد جان یک پستی گذاشته بود که اگر زبانم لال رویم به دیوارخدای نکرده جان به جان آفرین تسلیم کند بقیه چه عکس العملی نشان می دهند اینجانب ضمن سرقت ادبی و سوژه دزدی وایده گیری در این مقال به این بحث خواهم پرداخت :

خوب از مال دنیا که چیزی نداریم یک باب آپارتمان فکسنی است (یادش بخیر یکی آمده بود خواستگاریمان ازمان سئوال میکرد اگر تو بمیری خانه ات به کی می رسد ؟!مشعوف شدیم که با اردنگی بیرون انداختیمش )

آن راهم صرف امور خیریه کنید 50 تا بیمارستان بسازید سی تا مدرسه بقیه اش را هم به بنیاد روحیه بخشی دخترا ن ترشیده هدیه کنید !!!روی قبرمان ننویسید جوان ناکام ناشاد ، چون شاد که هستیم انقدر هم که باید از زندگی کام بگیرم گرفته ایم .به جای فاتحه برای من ،هرکس 100 بار به مانی ملعون نفرین بفرستد که.....به زندگی من ،خواهر جان شماره یک را مجبور نکنید سر خاکم بیاید چون اگر مجبور هم بکنید نمی آید ومیرود سر کارش ،سبک می شوید. به علی همکار بگویید مودی از دست تو دق کرد حالا که رئیست !مرده تو می توانی پروژه را در دست بگیری و اما وبلاگ، می بخشیمش به ناشناس ناجان ،باشد کمی از هنر نویسندگی ما در روحش حلول کند و به مثابه ما نویسنده بزرگی شود وصیت می کنم از سهم الارثم یک بلیط یکسره بخرندبرای ووهو من و بفرستندش  به جزایر آدمخورها.ناصرالدین میرزا اگر آن پستی را که قول داده ای ننویسی می آیم میبرمت آن دنیا از من گفتن .

 

زیاده عرضی نیست..

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! |