تبليغاتX
مودي خانووم
یک هفته است که آروم قرار ندارم بشدت عصبی هستم و ناراحت .از دیشب تصمیم گرفتم نه تی وی

ببینم نه روزنامه بخونم نه باکسی راجع به انتخابات صحبت کنم .امروز تصمیم داشتم وبلاگمو حذف کنم

وقتی نمی تونم حرف دلمو توش بنویسم چراباشه ؟ ولی دلم نیومد پس مثل یک کبکی که سرشو زیر

برف کرده همه تیترهای اینچنینی رو حذف کردم گرچه ناراحتم گرچه احساس آرامش نمی کنم ولی شاید

 اینجوری کمی...........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
 

 یک همسایه جدید اومده ظاهرا عروس دامادن .میرم دم خونه شون که مقررات ساختمونو بگم

چراغشون روشنه ولی هر چی در میزنم باز نمی کنن حوصله ندارم دوباره پله ها رو بیام پایین .برای

همین با سماجت به در زدن ادامه میدم بعد از کمی مرد جوانی در حالی که مشغول لباس پوشیدنه در

باز می کنه و از ظاهرش عذرخواهی می کنه با حوصله شروع می کنم به شرح .احساس می کنم آق

ا معذبه و زودتر میخواد بره .خانومش  با ظاهری مثل شوهرش میاد دم در .خداحافظی می کنم و

میرم .فرداش تو جلسه یکدفعه دوزاریم میفته که چه خروس بی محلی بودم و البته ضمن شرمندگی

بسیار  وسط جلسه میزنم زیر خنده .حالا نخند کی بخند !

بعد از مناظره دیشب بین آقایان کروبی و احمدی نژاد بسیار خوشحالم که انتخابم آقای موسوی

بوده .اینکه اولین بعد شخصیتی  رئیس جمهور کشورم باید متانت ادب و البته شجاعت باشه خواسته ای

 کاملا بدیهی است که من اینها رو در آقای موسوی دیدم (گرچه اگر بخواهیم از حق نگذریم آقای رضائی

هم این خصوصیات خوب رو دارن )ظاهرا مناظره ها به یک بازی خاله زنکی تبدیل شده که کل ارکان نظام

رو زیر سئوال میبره وقطعا این نتیجه ای جز بدبینی مردم نخواهد داشت .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
به میهمانی ادمین و ایناز دعوت شده ایم برو بچ دارند می زنگن وبرنامه رفتن را  هماهنگ می کنن

(هم ا ینجا ضمن تقبیح عمل ننگین جوجو در برداشتن لینک من که قطعا حرکتی پیش طراحی شده از

سوی ایادی و اجانب مزدور خارجی (غیر بلاگفائی ) بوده است از نرسی جان و ایضا آرش خان ناجان که

 همیشه به من لطف دارن و میگن بیا  مامیبریمت تشکر ویژه می کنم )

خلاصه که تنها ویکه مثل همیشه رفتیم در بدو ورود یک خوشگل خانوم بیقرار خانوم را دیدیم و ایضا مرد

هزار چهره که قبلا اسمش مانی بود این مانی هر دفعه یک شکله فکر کنم تحت تعقیبه  یکسره تغییر

قیافه میده فکر نکنه ما نفهیدیم

یک کمی که گذشت هستی گلی جون مهربونم اومد بعدترش این امید که مطابق عادت مالوف شروع کرد

 غر زدن که چقدر گرمه چرا جاش اینجوریه چرا میزش کجه  دیگه اگه غر نزنه امید نیست

 بعدترش حمید رضا اومد بی علی داداش .....این قسمت چون برای من غم انگیزه راجع بهش نمی

نویسم

بعد سمیه جون و آرش و نرسی جون ومدام که از بس مظلومه ادم یادش میره که اصلا تو مهمونی بوده

و اعظم جون اعظم نفس اعظم جیگر  با دوست خوشگلش  و آست

و در پایان میزبانان یعنی ادمین و ایناز !!!!!

آی خوش گذشت آی خندیدیم جای همه خالی

جالب بود که دور میز بلاگفائی ما هم بحث انتخابات داغ بود و من متهم بودم  به راه انداختن ستاد

تبلیغاتی در وبلاگم و اینکه چه پستی (از اینا که می نویسیم نه از اونا که می گیرن )بهم پیشنهاد شده و

 این امید جز جیگر زده همش گفت تو کپی پیست می کنی و ما که امید خان اونوقتی که تو تیله بازی

میکردی مابلاگ برتر بودیم و جایزه گرفتیم (این کل کله جدی نگیرید ما از اول درپیت بودیم )

و در نهایت دور میز ما همه ظاهرا موسوی رای اورد امیدوارم تو انتخابات هم رای بیاره ..آخرشم بعد از

کلی بهم ریختن کافی شاپ و ایجاد آلودگی صوتی خودمون تا پرتمون نکردن بیرون راه افتادیم و رفتیم و

ادمین رو باقی گذاشتیم تا ضمن بالا زدن آستینها با شستن ظرفها بخشی از هزینه ای که ما وایکینگها

روی دستش گذاشتیم جبران کنه

پ.ن : رای دادن به موسوی رو فراموش نکنید

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! | 
یکی از نظر دهندگان عزیز بفرموده که تو چرا اینقدر ازدواج ازدواج می کنی بیا راجع به مسائل و مشکلات زنان بنویس

واضح و مبرهن است که من بعنوان یک جامعه شناس برجسته!! در اینجا می خواهم معضلات زنان را بررسی کنم و اصلا به ازدواج نپردازم خوب اولین مشکل زنان در حال حاضر مقوله بسیار  بسیار بسیارحیاتی ازدواج است !!!!در حال حاضر ما با ۳ گروه از زنان آماده ازدواج روبرو هستیم

۱-۲۵ تا سی ساله ها :مثل خودم ،بی نهایت بی دست و پا ،سریع عاشق شو ،هدف فقط وفقط ازدواج.وای اگر اینم بره باهام ازدواج نکنه چه خاکی تو سرم بریزم دیگه هیشکی منو نمی گیره

۲-۲۰تا ۲۵ ساله ها :مستقل ،جسور ،گستاخ  ،اگر مورد خوبی بود نازمم کشید ازدواج و گرنه بره به جهنم چیزی که ریخته پسر

۳-۱۵ تا ۲۰ ساله ها :موجوداتی بسیار متکی به نفس ،بسیار زرنگ و با قدرت توریته بسیار بالا ببین من کلی خاطرخواه دارم اگر خونتو به اسمم کنی زنت می شم وگرنه خوب میرم با اون یکی دوست پسرم ازدواج می کنم

۴-۱۰ تا ۱۵ ساله ها :اینها البته هنوز به سن ازدواج نرسیده اند ولی با توجه به آمارها که نشان می دهد در دهه ۹۰ تعداد دخترهای آماده ازدواج از پسرها کمتر می شود (برعکس حالا )قاعدتا مشکلی ندارند که بررسی شود

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط مودی جووون! |