![]() |
![]() |
|
|
دختر کوچولوی ۵ ساله همکارم اومده اداره .وسط صحبت یکدفعه همکارم از دخترش می پرسه
ساینا من اگر پیر بشم تو برام چیکار می کنی ؟ ساینا : برات پرستار میگیرم مامان ساینا: خوب اگه بخودت احتیاج داشته باشم بیام با تو زندگی کنم ؟ سایناخیلی جدی : نه من و شوهرم سختتمون می شه ! مامان ساینا :خوب تو بیا با من زندگی کن ساینا :نه استقلالمون بهم میخوره مامان ساینا :خوب پس من چیکار کنم ساینا : میذارمت خونه سالمندان ! پ .ن : دارم یک پست افشاگرانه راجع به خودم می نویسم فقط باید ببینم برادر جان کی میره ماموریت آخه واسه قلب داداشیم ممکنه خطرناک باشه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 8:6 قبل از ظهر توسط مودی جووون! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
من مودي مودياني هستم متولد دوم دي ماه 56.
|
|
RSS
|